شاتله انگلیس انگلیس برگزاری استقلال وزیر اول اسکاتلند

شاتله: انگلیس انگلیس برگزاری استقلال وزیر اول اسکاتلند بین الملل اسکاتلند استقلال

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری اگر به عقب برگردم خودم نویسندگی سریال را به عهده می‌گیرم

«رهایم نکن» یکی از سریال های ماه مبارک رمضان است که این شب ها از شبکه سه سیما پخش می شود. این سریال به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور ساخته شده است هست. عسگرپور کار

اگر به عقب برگردم خودم نویسندگی سریال را به عهده می‌گیرم

اگر به عقب برگردم خودم نویسندگی سریال را به عهده می گیرم

عبارات مهم : سریال

«رهایم نکن» یکی از سریال های ماه مبارک رمضان است که این شب ها از شبکه سه سیما پخش می شود. این سریال به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور ساخته شده است هست. عسگرپور کارگردانی نام آشنا در حوزه سریال سازی هست، او چندین سال است که به وقت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، سریال هایی با مضامین اجتماعی می سازد، سریال هایی نظیر «جراحت»، «نفس گرم»، «شیدایی»، «گل های گرمسیری» و… که به واسطه مفاهیمی که عسگرپور به عنوان کارگردان به آن تکیه دارد، توانسته اند نزد مخاطب با اقبال خوبی مواجه شوند. این بار ولی سریال «رهایم نکن» اگرچه دارای پی رنگ اجتماعی است و پاره ای معضلات مبتلا به جامعه امروز را به تصویر می کشد ولی پخش این سریال به دلایلی در میانه راه دستخوش حواشی شده است هست، ممیزی بخش هایی از سریال که شاید می توانست کلیدی ترین بخش های سریال باشد یکی از این حواشی هست. همچنین نوع ادبیاتی که جمیله دارالشفائی، نویسنده فیملنامه در اینترنت نسبت به فالووهای خود در پیش گرفته، باعث شده است این سریال در روزهای اخیر دچار حاشیه های بیشتری شود و تصویر العمل هایی را برانگیزد. به همین بهانه با عسگرپور راجع به واکاوی این پرسشها به گفت وگو نشسته ایم.

امسال سریال «رهایم نکن» به علت مولفه ها و در عین حال، شاید حواشی ای که برایش پیش آمده توانسته به یکی از موفق ترین سریال های ماه مبارک رمضان تبدیل شود، با این حال خود شما فکرمی کنید اساسا جهت آنکه در شرایط کنونی، سریال های تلویزیون بتوانند به آشتی میان مخاطب و تلویزیون منجر شوند مورد نیاز است چه پارامترهایی رعایت شود؟
برای این امر چند پارامتر باید مدنظر قرار بگیرد تا نظر مخاطبان به سمت آثار تلویزیونی خاصه سریال ها جذب شوند. بخش اعظمی از موفقیت یک سریال نزد مردم البته متکی به تجربه هست. در این بین بعضی از دست اندرکاران در تلویزیون به این فرمول دست یافته اند و بعضی هم هنوز در جست وجوی آن هستند. ولی آنچه مسلم است اینکه سازندگان سریال ها بتوانند براساس ذائقه مخاطب به ساخت یک اثر بپردازند. هرچند در کشور ما کمتر به اصول مدونی جهت آشنایی ذائقه و سلیقه مخاطب رسیده اند. همان طور که اشاره کردم بعضی از برنامه سازان و مسئولان در تلویزیون، براساس تجارب پراکنده ای که درطول سال ها به دست آورده اند به آشنایی ذائقه مخاطب رسیده اند و بعضی دیگر با در دست داشتن تجارب این چنینی هم نتوانسته اند، اثری مطابق میل مردم ارائه کنند. البته بخشی از مشکلاتی که اشاره کردم به اوضاع کنونی در صداوسیما نیز برمی گردد. هرچند درسال های اخیر صحبت هایی از سوی دست اندرکاران رسانه ملی مطرح می شود که علت نواقص در زمینه سریال سازی و پرسشها جانبی آن به علت پرسشها مالی و به بیان راحت تر، کمبود بودجه است ولی به شخصه فکر می کنم علت همه مشکلات، کمبود بودجه نیست.

شاید یکی از دلایلی که سریال سازان نمی توانند آزادانه(البته منظورم با رعایت چارچوب ها و قوانین موجود جامعه است) به ساخت اثری به فراخور سلیقه مخاطب امروز بپردازند، خطوط قرمزی است که بر سر راه آنها قرار می گیرد؟
همین طوراست، مساله ای که در این باره وجود دارد این است که قرار دادن خطوط قرمز بر سرراه برنامه سازان تلویزیونی باعث شده است دایره مباحث جهت کارگردانان تنگ تر شود و آنها ناچار شوند فقط از یک سری مفاهیم جهت ساخت سریال ها استفاده کنند تا از این رهگذر، کاری که می سازند کمتر دستخوش ممیزی قرار بگیرد.

پس می توان گفت در سال های اخیر خود فیلمنامه نویسان و کارگردانان در تلویزیون هم به خودسانسوری افتاده اند؟
تاحدودی بله، یا دست کم تلاش می کنند اگر به نوشتن اثری می پردازند با احتیاط در حیطه آن عنوان گام بردارند. البته براین باورم سریالی که بتواند از هر نظر المان های صحیح را رعایت کند بالاخره راه خود را می یابد و نزد مردم مقبول می افتد ولی آنچه در این ارتباط اهمیت دارد این است که گاه وجود دایره تنگ مباحث و خطوط قرمز تعیین شده است از سوی صداوسیما به اندازه ای است که سریال سازان و کارگردانان را با یک جور بی انگیزگی مواجه می کند. در همه جای دنیا شرایط به این شکل است که شبکه های تلویزیونی، ایده هایی را به برنامه سازان پیشنهاد می دهند و آنها براین اساس به ساخت اثر می پردازند، ولی در کشور ما این مساله تفاوت دارد و برنامه سازان و سریال سازان هستند که باید اول طرح های خود را به تلویزیون ارائه بدهند تا اگر در شوراهای نظارتی مورد تایید واقع شود، کار ساخت آن اثر را شروع کنند.

بعضی به این مساله اشاره می کنند که سریال به لحاظ درونمایه تاحدودی نزدیک به مضمون «جراحت» یعنی سریالی که شما چندین سال پیش ساختید و اتفاقا پرمخاطب هم بود، شده است هست. خودتان چقدر این انتقاد را می پذیرید؟
اگر هم شباهتی به لحاظ موضوعی بین «رهایم نکن» و «جراحت» می بینیم، به همان بحث اولیه مان در صحبت های پیشین برمی گردد. به اینکه صداوسیما دایره پرداختن به مباحث جهت ساخت سریال را روز به روز تنگ تر کرده، در نتیجه کارگردانان چاره ای ندارند جز آنکه در محدوده همان دایره قدم بزند و موضوعی جهت کار تازه خود بیابند. در ارتباط با پرسش شما یاد مطلبی افتادم، مدتی پیش به یکی از دست اندرکاران صداوسیما گفتم 10 معضل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را نام ببرید و به این مساله فکر کنید که تلویزیون جهت پرداختن به هرکدام از این معضلات در چه جایگاهی ایستاده هست. می خواهم بگویم متاسفانه اگر هم کارگردانی بخواهد در قالب سریال یا اساسا یک اثر نمایشی به سمت وسوی چنین معضلاتی برود و حول محور این مباحث به ساخت اثر بپردازد، این قدر بر سر راه او سنگ اندازی می شود و باید ماه ها در راهروهای تودرتوی شوراهای نظارتی جهت تایید اثرش برود و بیاید که در نهایت خسته می شود و عطای پرداختن به معضلات جامعه را به لقایش می بخشد. یا همان اتفاقی که جهت ما در حین ساخت سریال «رهایم نکن» افتاد؛ ما همه چیز سریال را از طرح فیلمنامه تا سایر شرح را با هماهنگی شرکت پیش بردیم، ولی به یکباره در وقت پخش، جلوی بخش هایی از پخش آن گرفته می شود. طبعا بروز چنین رفتارهایی باعث می شود خستگی ماه ها کار مداوم به تن آدم بماند.

آنچه سریال «رهایم نکن» را زیاد از هرچیز دیگر در این روزها مورد هجمه انتقادات قرار داده، نویسنده آن هست. راجع به نویسندگی هر لحظه این طور بوده است که نویسنده هم مانند دیگر مشاغل، بار رسالت اجتماعی را به دوش می کشد، به خاص اینکه یک نویسنده به مدد اثری که ارائه می دهد قصد دارد خبر سازنده ای را به مخاطب القا کند و به هرحال به علت بینش و شاخصه هایی که دارد هر لحظه یک گام از مردم جامعه، پیش هست، ولی چطور می شود که یک نویسنده که در درجه نخست، وظیفه اش الگو سازی در جامعه هست، در اینترنت از ادبیاتی استفاده می کند که شاید جهت خیلی از ما بهره گیری از این کلام عرف نباشد. توصیه بعدی هم راجع به نویسنده کار این است که بعضی می گویند او عضو کمپین «چهارشنبه های سفید» هست، با این اوصاف چطور شد که جهت ساخت سریال «رهایم نکن» به چنین نویسنده ای رسیدید؟
آشنایی من با این نویسنده به فیلمنامه «متولد شصت وپنج» برمی گردد، آن موقع زن دارالشفاهی نویسنده این فیلمنامه بود ولی تا پیش از آن همکاری ای با هم نداشتیم. تا اینکه بحث ساخت سریال «رهایم نکن» مطرح شد و من نیز علاوه بر طرح سریال، خلاصه سکانس ها را هم نوشتم، هنگامی که به مرحله پیش تولید رسیدیم، به این نتیجه رسیدم که نمی توانم همزمان، هم کارگردانی کار را به عهده بگیرم و هم نوشتن باقی سکانس ها را تمام کنم. بنابراین از او خواستم تا در نوشتن باقی فیلمنامه به ما کمک کند. این درحالی است که من شناختی نسبت به گرایشات سیاسی و اجتماعی او نداشتم و چون خودم هیچ گاه در اینترنت فعال نیستم و توانایی این را ندارم که هم راجع به دریاچه ارومیه حرف بزنم، هم راجع به پرسشها سیاسی اظهارنظر کنم و هم سریال بسازم، اطلاعاتی هم نسبت به فعالیت های او در اینترنت با ادبیاتی که شما می گویید نداشته ام. ولی این را دورادور می دانم اینترنت حیطه ای است که همه نوع کاربری در آن فعال هست، از کاربری که پروفایل صفحات مجازی ا ش، گل و بلبل است تا تصویر خود، تا دیگرانی که هویت های متفاوت دارند. ضمن اینکه اغلب بازدیدکنندگان اینترنت در انتظارند تا نسبت به مساله ای تصویر العمل نشان بدهند، فقط کافی است یک نفر پیدا شود و با آنها دهان به دهان بگذارد که این هم در تخصص من نیست، ولی بعضی از همکاران من در اینترنت به این کار می پردازند و خب، این مساله تبعاتی هم دارد.

حالا که سریال تقریبا به آخر راه رسیده از گزینش نویسنده پشیمان هستید؟
اگر شرایطی پیش می آمد که می توانستم از همکار دیگری استفاده نکنم و به تنهایی کار را به عهده بگیرم، فیلمنامه را هم خودم می نوشتم، کما اینکه تا پیش از آن، تمام خلاصه سکانس های سریال از قسمت اول تا سی و هفتم را خودم نوشته بودم.

بپردازیم به حاشیه مهم سریال، مطرح کردن مساله «تجاوز» و ممیزی آن سکانس از سوی صداوسیما؟
بخش اعظمی از دلخوری ام از این ماجرا این است که از بین بردن این سکانس بدون اطلاع ما صورت گرفت، درحالی که آن سکانس را با رعایت خطوط قرمز و با احتیاط و توجه به اینکه خانواده های بسیاری پای تماشای این سریال نشسته اند نوشتیم و تلاش کردیم به هیچ عنوان از خطوط قرمز عدول نکنیم، ولی باز هم این اتفاق افتاد.

حذف سکانس «تجاوز» در سریال شما در حالی صورت می گیرد که اگر بخواهیم صادقانه نسبت به رویه سریال سازی در آن سوی آب نگاه کنیم، به این پرسشها در فضای فرهنگی آنها پرداخته می شود و همین ها به شکلی نادرست از طریق سریال های ماهواره ای جهت جامعه ایرانی تجویز می شود، ولی به نظرمی رسد ما هنوز به آن مرحله نرسیده ایم و با وجود اخباری که هر روز در رسانه ها و اینترنت نسبت به این مساله منتشر می شود و تعداد آن روزبه روز هم در حال زیاد کردن هست، نگاه جدی به آگاهی بخشی چنین مساله ای با از بین بردن فرهنگ جامعه ایرانی صورت نگرفته است؟
اتفاقا من هم می خواستم به همین بخش از سریال اشاره کنم که شما اشاره کردید و بگویم نه فقط محور این سریال با آموزش نسبت به چنین معضلی بود که اصلا سریال با نشانه آموزش به افراد جامعه در این ارتباط ساخته شده است بود. خودم هم اعتقاد دارم آموزش نسبت به چنین مسائلی نه فقط جهت جوانان که باید جهت خانواده ها و اطرافیان آنها هم صورت بگیرد، ولی متاسفانه در تلویزیون تفکری وجود دارد که فکر می کنند باید طوری وانمود کنند انگار همه چیز گل و بلبل هست. حتی گاه پیشنهاداتی مبنی بر اینکه در ماه مبارک رمضان سریال طنز بسازید هم داشته ام، خندیدن و شاد بودن اشکالی ندارد، خیلی هم خوب است ولی به شرط آنکه دردها را هم ببینیم و فکری جهت مرتفع کردن آنها کنیم، نه اینکه خبر تجاوز به فلان نوجوان به قول شما هر روز در رسانه ها منتشر شود، ولی در تلویزیون و در یک سریال روی آن سرپوش بگذارند و نخواهند مخاطب با چنین صحنه ای مواجه شود.

پیشنهاد خود شما به عنوان کارگردانی که سال هاست تلاش کرده اید با بازتاب پرسشها جامعه، اثری باب میل مردم بسازید جهت اصلاح شرایط سریال سازی در تلویزیون چیست؟
در ابتدای گفت وگو به بحث جسارت اشاره کردم، منظورم از جسارت بی کله عمل کردن نیست، بلکه می خواهم بگویم اگر شرایط در صداوسیما تعدیل شود، برنامه سازان هم با دست بازتری به سمت پرسشها جامعه می روند. در واقع جسارتی که توام با آگاهی و خرد و دانش باشد در این ارتباط مدنظرم هست. امروز بخشی از مدیران تلویزیون این جسارت را دارند و بعضی هم هنوز نه. امیدوارم جسارت توام با آگاهی در سپهر سیما پدیدار شود تا از این رهگذر شاهد تولید آثار ملموسی از جنس خود جامعه امروز باشیم، چراکه نمی شود فقط بر طبل بی غمی و بی عاری زد و پرسشها را نادیده گرفت.

سوال نهایی بازهم راجع به همان سکانس تجاوز هست، بعضی اشاره می کنند سکانسی که در تلویزیون از بین بردن شد، در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … مثل اینستاگرام و… قابل رویت هست، این مساله صحت دارد؟یعنی این بخش از سریال در اینترنت به اصطلاح لو رفته است؟
نه، این مساله را تکذیب می کنم، نسخه مهم آن سکانس نزد خودمان محفوظ است و احتمالا کسانی که این مساله را بیان می کنند می خواهند آمار دیدار از سایت هایشان زیاد شود، وگرنه در حقیقت، تصویری از آن سکانس از بین بردن شده است در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … موجود نیست و این تصویر همچنان در آرشیو خودمان نگهداری می شود.

اگر به عقب برگردم خودم نویسندگی سریال را به عهده می‌گیرم

واژه های کلیدی: سریال | سریالی | اینترنت | نویسنده | تلویزیون | تلویزیون | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog